ابو الفضل مير محمدى زرندى

39

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

غرض : در اين آيات شريفه استدلال شده كه هر گاه مثل پيغمبرى كه همگى اعتراف داريد كه نزد احدى درس نخوانده و علمى فرا نگرفته است ، چنين كتابى بياورد پس شما اى فصحاء و بلغاى عرب ، اولى هستيد كه مانند آن را - گر چه يك سوره از آن باشد - بياوريد و آيا عجز آنها دليل بر اين نيست كه قرآن كريم از طرف خدا است و هيچ بشرى قدرت آوردن نظير آن را ندارد ؟ و اما مسيلمهء كذاب و امثال او ، كه قصد كردند با قرآن معارضه كنند و مانند آن را بنويسند طبق آنچه در تواريخ مذكور است با آوردن جملاتى مبتذل و مسخره خود را رسوا نمودند با اين حال اعجاز قرآن ، دليل قطعى نيست بر اينكه الفاظ قرآن كريم حتما از خداوند است بلكه مىشود گفت : اين اعجاز ، مانند ساير معجزات پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) به يارى خدا و به مباشرت رسولش انجام گرفته است ، زيرا هر گاه مانند پيغمبرى كه نزد احدى درس نخوانده چنين الفاظى را تنظيم نمايد و قالبى براى معانى قرآن كه از خداى خود دريافت كرده بسازد جدا اعجاز است كه آن حضرت با قدرت خداوندى ، دست به چنين كارى زده‌اند . پس آنچه در بعضى از كتابها ديده مىشود كه اگر الفاظ قرآن از خدا نباشد ديگر نمىتوان قرآن را معجزه دانست « 1 » ، صحيح نيست . بنابر اين ، به بيان ادله‌اى مىپردازيم كه اثبات مىكنند همانطور كه معانى شريفه قرآنى از خداوند است الفاظ آن نيز از او است . * * * الفاظ قرآن شريف كه داراى فصاحت و بلاغت مخصوصى است مانند معانى آن ، از خداوند متعال است كه براى معانى قرآنى خود اختيار و تنظيم فرموده است و آياتى از قرآن شريف بر اين مطلب ، خوب دلالت دارند كه عبارتند از : أ - دسته‌اى از آيات كه دلالت دارند بر اينكه قرآن كريم را خداوند متعال نازل كرده است و معلوم است كه قرآن ، اسم معانى و الفاظ مخصوص است نه معانى فقط و از اين جهت هر گاه كسى ترجمهء فارسى قرآن را بخواند گفته نمىشود كه او قرآن خوانده است از جمله اين آيات ، موارد زير است :

--> ( 1 ) مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 42 ، باب « الذى نزل به جبرئيل » .